أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
411
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
موافقت كرد و او نيز در 893 ه . ق / 1488 م . به سوى شروان حركت كرد . او مدّت دو ماه در ساحل رود كر توقف نمود و براى گردآورى صوفيان ، خليفهها به اطراف فرستاد . در اندك مدّتى « حشرى بىشمار از كبودرختان تالش و تيرهبختان سياه كوه [ قراجه داغ ] با او همراه و خلقى بى طهارت از تاريك روزان شاملو » به اردوى او ملحق شدند . تركيب صوفيان شيخ حيدر در هنگام حمله به شروان نشان مىدهد كه عمدهء سپاهيان او از روستاييان تالش و صوفيان سياه كوه و افراد شاملو از شام بودند . شيخ حيدر با 6000 سپاهى از رود كر گذشت . او ناحيهء جالپرت از توابع بردع را غارت كرد . هنگامى كه سپاه او به حوالى محمودآباد رسيد « مردم آن ديار مخالفت كردند . قهرمان قهر به قتل مردمان آن ديار فرمان داد . به اندك زمانى جوى خون چون رود جيحون روان گشت و دلال اجل صغير و كبير و برنا و پير را به يك نرخ مىفروخت و در نايرهء غضب مرد و زن و غنى و فقير بىتفاوت مىسوخت . القصّه ، در آن ديار ، ديّار نماند » . حيدر به شهر شماخى در شروان هجوم آورد . فرخ يسار در كنار قلعه گلستان ، كه نزديك شهر شماخى بود ، به رويارويى برخاست . سپاه شيخ حيدر كه به « عوض تاج صفوى كلاه غور فهلوى » بر سر داشتند ، به حمله پرداختند . فرخ يسار شكست خورد و به قلعه گلستان پناه برد و ايلچى به نزد يعقوب بيك فرستاد و تقاضاى كمك نمود . شيخ حيدر شهر شماخى را غارت كرد و مردم بسيارى را كشت . او كه با « زاهدان » و « مدرسان » سنّى دشمنى داشت ، پيش از همه ، آنان را به قتل رسانيد و پس از كشتار مردم و غارت شهر ، شماخى را آتش زد و قلعهء گلستان را محاصره كرد . ايلچى فرخ يسار در گوزلدره ، از ييلاقهاى سلطانيّه ، به حضور يعقوب بيك رسيد . او كه پسرش بايسنقر دختر فرخ يسار را به همسرى داشت ، براى كمك به شروانشاه به سوى اردبيل شتافت . برخى از اميران فرخ يسار كه در خارج از قلعه گلستان بودند ، به فرماندهى كيچى بيك ، نيروى عظيمى گرد آوردند . آنان قاصدى نزد فرخ يسار اعزام داشتند و با اعلام روز حمله خود به سپاه صوفيان ، از او خواستند كه او نيز با سپاهيانش از قلعه بيرون آيد و از سوى ديگر به آنان هجوم آورد . قاصد به دست صوفيان گرفتار گرديد . شيخ حيدر ، كه از تشكيل آن سپاه